پنج شنبه, 30 خرداد 1398

نوار کناری

شناسه خبر:3456
به قلم احمدرضا روح اله زاد؛

پیامدهای تصمیم آمریکا در قرار دادن نام سپاه در لیست تروریستی

  • انداز قلم

اختصاصی سوما؛ امریکا اعلام کرده است که هشتم آوریل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را به عنوان یک جریان تروریستی شناسایی کرده و در فهرست تروریستی خود قرار خواهد داد.

این اقدام دولت امریکا در واقع در تعارض با قواعد و مقررات بین المللی بوده و به نوعی روابط بین المللی را دچار به هم ریختگی و آشفتگی خواهد ساخت. در ایران نظام و دولتی مستقر است که بر اساس اراده مردم و در یک ساختار انتخاباتی شکل گرفته است. اینکه یک دولت با نادیده گرفتن مقررات بین المللی و پیامدهای خطرناک به هم زدن روابط بین الملل بخواهد بخشی از یک ساختار دولتی را تفکیک کرده و آن را تروریستی معرفی کرده و انتظار همکاری از بخش دیگر آن را داشته باشد، اقدامی است که بی تردید هزینه سنگینی را بر نظام بین الملل تحمیل خواهد کرد.

دولت امریکا پیشتر گروه هایی مانند حزب الله لبنان و حماس فلسطین را در فهرست تروریسم خود قرار داده است اما باید توجه داشت که آنها به عنوان یک سازمان مطرح بوده اند و نه بخشی از یک دولت. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، بخشی از ساختار نظامی ایران ایران تعریف شده است و بر اساس قوانین جمهوری اسلامی فعالیت می کند و بخشی از ساختار دولت ایران محسوب می شود و نه یک گروه و یا سازمان خارج از ساختار دولت. هر چند حزب الله لبنان همانگونه که وزیر امور خارجه لبنان نیز اخیرا در دیدار با وزیر امورخارجه امریکا رسما اعلام کرد بخشی از ساختار قدرت در لبنان محسوب می شود و جنبش حماس هم با توجه به نتایج انتخابات سال 2006 فلسطین، بخشی از ساختار دولت فلسطین به شمار می آید. بر این اساس تروریست خواندن آنها بر اساس مطالبات رژیم صهیونیستی از سوی دولت امریکا اقدامی غیر قانونی و غیر قابل پذیرش است.

از سوی دیگر این نوع اقدامات که از سوی امریکا و برخی دیگر از دولت های غربی و بعضا وابسته منطقه دیده می شود؛ یعنی تروریست دانستن جنبش های رهایی بخش بر اساس مطالبات اسرائیل، در واقع تعریف از تروریسم را به چالش می کشد و وجود تعاریف و معیارهای مختلف در باره تروریسم می تواند شرایط درگیری و ناامنی را نه تنها در منطقه غرب آسیا بلکه در سایر مناطق جهان نیز تشدید و استمرار بخشد.

اگر این موضوع پذیرفتنی باشد که بخشی از یک ساختار نظامی یک دولت، تروریستی است، بر این اساس حضور نظامی امریکا در منطقه چگونه تعریفی می تواند داشته باشد؟ در حال حاضر نظامیان امریکا به اعتراف مسئولان بلند پایه سیاسی و نظامی امریکا و نیز شواهد غیر قابل انکار با بسیاری از گروه های تروریستی در سطح منطقه مانند آموزش دادن و تسلیح و نیز حمایت لجستیکی ارتش امریکا از گروه تروریستی پ. پ. ک و نیروهای قسط در سوریه همکاری دارند! تردیدی نیست که همکاری با گروه های تروریستی مقبول جامعه بین الملل نیست و مقررات بین المللی این نوع همکاری را خلاف دانسته و آن را در رده اقدامات تروریستی تعریف کرده است. با توجه به اینکه اقدامات نظامیان امریکا در منطقه و همکاری آنها با گروه های تروریستی مورد تائید مقامات سیاسی این کشور نیز قرار دارد، تردیدی نیست که دولت امریکا یک دولت تروریستی است و اقدام امریکا در قرار دادن سپاه پاسداران ایران در فهرست تروریسم در واقع یک اقدام تروریستی علیه تنها نیروی واقعی منطقه که در جنگ علیه تروریسم حضوری موفق و موثر دارد بوده و هدفش خارج سازی آن از عرصه رویارویی با تروریسم و فرصت سازی برای تروریسم در سطح منطقه برای باز تولید و تقویت خود است.

اینکه چرا امریکا اقدام به تروریست دانستن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آستانه سالروز تاسیس این نهاد نظامی و قانونی ایران می کند را باید در چارچوب قانون موسوم به کاتسا ارزیابی شود. قانونی که توسط  اد رویس مطرح و در ژوئیه سال 2017 در کنگره و سنای امریکا به تصویب رسید و در دوم اوت همان سال با امضاء دونالد ترامپ، رئیس جمهور به یک قانون تبدیل شد. قانون کاتسا برمقابله با دشمنان امریکا از طریق اعمال رژیم های تحریمی تاکید دارد. بر این اساس امریکا همانگونه دونالد ترامپ بارها تاکید کرده است در نظر دارد از طریق افزایش فشار بر ایران، این کشور را به پای میز مذاکره بکشاند تا در روند مذاکره مطالبات خود را محقق سازد. زیرا پذیرش و ورود به مذاکره در اثر فشار در واقع به معنی ارسال این پیام است که ایران به مرحله تسلیم رسیده و آماده پذیرش بسیاری از خواسته های امریکا است.

سوال این است؛ آیا هدف امریکا محقق خواهد شد؟ آیا این مسیر انتخابی امریکا یعنی افزایش فشار بر ایران برای تسلیم کردن آن مسیر درستی است و منجر به نتیجه مطلوب خواهد شد؟ و آیا قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست تروریسم، تحول خاصی را ایجاد خواهد کرد؟ امریکا قبلا نیروی قدس سپاه را که از سوی جمهوری اسلامی، متولی جنگ با تروریسم در همه اشکال آن، در سطح منطقه است، یک جریان تروریستی معرفی کرد و انتظار داشت که بر معادله درگیری در منطقه تاثیرات آن را ببیند اما تحولات منطقه روند غیر مطلوب امریکا را پیمود. بنابراین این سوال مطرح است که اکنون با قراردادن اسم کل سپاه پاسداران در فهرست تروریسم، تحول جدیدی رخ خواهد داد؟ واقعیت آن است که سپاه پاسداران تعامل چندانی با بیرون از کشور ندارد بلکه بیشترین تعامل و اتکایش به ظرفیت های داخلی است و بر اساس همین عدم وابستگی و تعامل با خارج از کشور و اولویت و اتکا به داخل است که توانسته در ابعاد مختلف خود را تقویت کرده و دستآوردهای زیادی را کسب کند. اساسا ساختار نظامی ایران اعم از ارتش و سپاه به گونه ای تعریف شده که حداقل نیاز به خارج در آنها دیده می شود. به نظر می رسد اقدام جدید امریکا هم نمی تواند تحولی در حوزه محدود سازی یا کند سازی و توقف فعالیت های سپاه در ابعاد مختلف سخت افزاری، نرم افزاری و زیر ساختی ایجاد کند.

تحلیلگران معتقدند این اقدام امریکا تنها موجب افزایش تنش ها در سطح منطقه و مسدود سازی راه های حل بحران ها در منطقه خواهد شد و هر اقدامی را ممکن می سازد که هزینه سنگینی را به استقرار امنیت جهانی تحمیل خواهد کرد. بر همین اساس است که نمایندگانی از کنگره و سنای امریکا به دولت امریکا توصیه کرده اند که در باره قراردادن نام سپاه در فهرست تروریسم بازنگری کند و معتقدند این اقدام منافع امریکا در منطقه و امنیت نظامیان امریکا را به شدت تهدید می کند. زیرا همانطور که اشاره شد اگر بخشی از یک ساختار قانونی یک دولت تروریستی تعریف شود، امکان اقدام متقابل از طرف آن دولت امری بدیهی است و در این صورت نظامیان امریکایی حاضر در منطقه نیز در شمار تروریست ها تعریف شده و هر اقدامی علیه آنها محتمل است. خصوصا که نظامیان ایران در حال حاضر اگر گفته نشود تنها نیرو نظامی موثر در جنگ با تروریسم، اصلی ترین نیرو در منطقه تعریف می شوند و طبیعی است که این نیروی قدرتمند که هر روز بر ابعاد توانمندی آن نیز در جغرافیای سیاسی منطقه افزوده می شود، تعریف خود از تروریست ها را به حامیان نیز تسری داده و دامنه جنگ با تروریسم را گسترش دهد.

در این صورت نظامیان امریکا و نیز رژیم صهیونیستی، در عداد اهداف تروریستی قرار خواهند گرفت. البته بسیاری از نخبگان سیاسی و نظامی ایران نیز اقشار مختلف جامعه ایران که جنایات امریکا علیه ایران را در یک قرن اخیر فراموش نکرده اندف به طور جدی خواستار تنبیه امریکا و اذنابش در سطح منطقه وخصوصا رژیم صهیونیستی هستند و این را می توان در شعارهایی مانند «ما عاشق مبارزه با صهیونیسم هستیم» و یا «  ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.»

از سوی دیگر اگر به هر دلیلی ایران تصمیم بگیرد از عرصه جنگ با تروریسم خارج شود، ناامنی و جنگ تروریستی نه تنها در منطقه به پایان نخواهد رسید و مهار آن نیز اساسا متصور نخواهد بود بلکه باید شاهد گسترش این ناامنی نیز بود و بی هیچ تردیدی جغرافیای اروپا یکی از حوزه هایی خواهد بود که باید جنگ با تروریسم را تجربه کند. عملیات های تروریستی یکی دو سال اخیر در اروپا (فرانسه، بلژیک، انگلیس و غیره) شاخص مهمی در این ارتباط محسوب می شوند. از سوی دیگر ایران ظرفیت های زیادی دارد که می تواند آنها را به میدان فرا بخواند و این موضوع می تواند به افزایش هزینه انفعال کشورها در مقابل اقدامات یکجانبه امریکا منجر شود. شاید به همین دلیل است که بنا بر اظهارات آقای لودریان، وزیر امورخارجه فرانسه نشست اخیر سران هفت کشور اقتصادی جهان که ایران در دستور کارش قرار داشت، بدون نتیجه به پایان رسید.

ایران سال هاست که هزینه زیادی برای جلوگیری از ترانزیت مواد مخدر به غرب، خصوصا اروپا می پردازد، اگر قرار باشد با همه این هزینه ها اروپا با امریکا و اسرائیل همکاری کرده و در مقابل اقدامات ضد ایرانی آنها منفعل باشد، چرا ایران باید هزینه امنیت اروپا را پرداخت کند؟ البته همچنان ظرفیت های زیادی در اختیار ایران است که در صورت لزوم می تواند آنها را به میدان فرا خواند. ارتش بین المللی مهدی که قدرتمندترین و موثر ترین بازیگر در سطح منطقه غرب آسیا و تنها یکی از بخش های آن یعنی « حشد الشعبی عراق» به گفته سردار قاسم سلیمانی از ارتش چندین کشور بزرگ منطقه نیز قوی تر و تواناتر است، فقط یکی از ظرفیت های موجود است که در اشتیاق جنگ با امریکا و اسرائیل است و خود را مکلف بر تحقق شعار برافرازی پرچم لا اله الا الله و محمد رسول الله بر فراز کاخ های جریان سلطه می داند. امریکا و همپیمانان آن نباید فراموش کنند که تاریخ این ارتش در عاشورای کربلا  شکل گرفته و نضج یافته و بارور شده است و آینده اش دولت موعود حتمی خدا یعنی مهدی(عج) ترسیم شده است و نقطه اتصال این گذشته با آینده فرهنگ مقاومت و شهادت است که در کلام نورانی امام حسین(ع) در کربلا « هیهات منا الذله » متجلی است.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

طلایی

نقره ای

برنزی

عملکرد سنجی

عملکرد سوما نیوز را چگونه ارزیابی می کنید؟

ما 121 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم